ميرزا حسين خان مبصر السلطنه

45

مراسلات طهران ( فارسى )

يك محبوب جان من ! تعليقهء شريف مورّخهء 27 ربيع الاوّل شرف وصول ارزانى داشت . از محضر استقامت و سلامت حالات صحّت آيات عالى ، كمال مسرّت روى داد . لكن از نقاهت نورچشم و عزيز جان ميرزا حسن خان خيلى متألّم [ و ] متأثّر شدم . اميدوارم تا به حال شربت صحّت را نوشيده است . در خصوص لبّاده ، تاكنون چند طاقه شال به توسّط عالىجناب قدسى الالقاب آقا سيّد مرتضى آورده . شالى كه مطبوع بوده باشد ، به چنگ نيآمد و اگر شال خوبى آوردند ، قيمت آن را گزاف گفتند و جهت اين است كه شال اميرى كرمانى خيلى كم است . عاقبت شب گذشته شالى آوردند كه هم از حيث قيمت و هم از طرح و نقش ممتاز است . شال مزبور خريده شد و قرار است پس از وقت ، بازار رفته به خيّاط بدهم و ان شاء اللّه تا شنبهء آينده لبّاده را ارسال خدمت خواهد نمود . خدا شاهد است در اين باب كمال كوشش و سعى به كار برده شده است . اميدوار است مطبوع طبع مشكل‌پسند سركار عالى خواهد شد . ديگر اين كه مرقوم فرموده بوديد از راه مرحمت ، كرّه الاغى براى مخلص ابتياع و با اسباب و آلات آن مصحوب خير الحاج حاجى محمّد رضا ارسال داشته‌ايد . از قبول زحمت سركار ، فوق النّهايه ممنون و متشكّرم . چند دفعه اراده داشتم كه در ضمن مراسلات ، خواهش اين مطلب را بنمايم ، ملاحظه كردم ، ارجاع اين عمل از قانون ادب خارج است ، ولى به عالىجاه نورچشمى ميرزا عبد اللّه چند دفعه نوشتم آن هم اثرى به ظهور نرسيد ، تا اين كه جناب ارباب ، الاغ معهود را از يكى از رفقاى خود براى مخلص به بيست و هفت تومان ابتياع فرمودند . خيلى خوب الاغى بود ، لكن